قديميترين و بانفوذترين خانوادههاي ارمنستان بود. اين كتاب در واقع بخشي از تاريخ ارمنستان از زمان آدم تا سال 1290، است. استپان از مدافعان سرسخت كليساي ارمنستان در برابر هواداران كليساي كاتوليك و ارتدكس بود. بينش او نياز به شهامت فوقالعادهاي داشت، چون در اواخر سده گريگوري هفتم جاثليق، تحت فشار شاهان ارمنستان وفاداري خود را نسبت به كليساي روم اعلام داشت.
واهرام اورفايي ذيل منظومي بر تاريخ نرسس متبرك تا سال 1289، نوشت. مخيتار ايرواني هم تاريخ ارمنستان
را تا همان سال نوشت.
جالبترين جنبهٴ بهترين تاريخهاي ارمني تنوع مآخذ آن است. قسمت عمدهٴ آنها در مورد رويدادهاي عمومي از تاريخهاي سرياني، و در مورد رويدادهاي محلي از تاريخهاي قديم ارمني اقتباس شده بود، ولي از مآخذ عربي، فارسي، و حتي مغولي هم اطلاعات اضافي بدانها افزوده بودند.
ج) سرياني. مهمترين تأليف ابوالفرج تاريخ جهان از ابتدا تا سال 1286، و
تاريخ كليسا به زبان سرياني بود، كه دومي از نظر تحقيق در مسيحيت شرقي اهميت زيادي دارد. همچنين، خلاصهاي از
تاريخ عالم را به زبان عربي نوشت كه شهرت بيشتري يافت. وي اطلاعات وسيع خود را از اسناد سرياني، عربي و فارسي اخذ كرده بود.
بررسي كامل تاريخنويسي مسيحي در اين عصر، ممكن است شامل آثار دو مسيحي عربينويس هم بشود كه هماكنون، از آنان در قسمت مربوط به عربي سخن خواهم گفت، و آن دو عبارتاند از ابن راهب قبطي و ابن عميد مَكين.
3. يهوديان غربي. پِرُش هه ـ توره تأليف ابن نحمن، حاوي اطلاعاتي دربارهٴ باستانشناسي فلسطين (از جمله سكهشناسي) است. پيامهاي بنيامين عَنَو حاوي مطالب زيادي دربارهٴ آزار يهوديان در فرانسه و ايتالياست.
4. مسلمانان غربي. ابن اَبّار كه شرح حال بزرگان اسپانيا را نوشت و در كتاب سوم از او سخن گفتيم، در 1260، وفات يافت. محمد بن رشيد، محدث و سياح شرح احوال ديگري نوشت.
ابن سعيد مغربي دو تاريخي را كه پدرش آغاز كرده بود تكميل كرد، يكي دربارهٴ مغرب و ديگري دربارهٴ مشرق. همچنين، تاريخ اعراب جاهلي را نوشت، ولي شايد گرانبهاترين اطلاعات تاريخي را بايد در رسالهٴ جغرافي او جستجو كرد كه اشارهاي است به سي و شش كتابخانه كه پيش از حملهٴ مغول در بغداد ديده بود.
ابن عذاري مراكشي، تاريخ آفريقا و اسپانيا را نوشت كه حاوي بهترين شرح مربوط به امويان قرطبه است.
محمد بن رشيد و ابن عذاري مراكشي بودند، و دو تن ديگر اسپانيايي، ولي هر دو در خارج